Tuesday, July 06, 2010

wnyc Leonard Lopate stephen kinzer Turkey islamization

گفتگوی راديو(WNYC)در نيويورك با استيفن كينزر
١٠ ژوئن ٢٠١٠ ميلادی

استيفن كينزر در بايگانی وبلاگ
(WNYC) در بايگانی وبلاگ

"در بارهء اسلاميزه شدن جامعهء تركيه بحث های زیادی هست. [چند هفته پيش] خودم، پس از سفرم به ايران، در تركيه بودم. از ديد من اين اسلاميزاسيون نيست؛ چيز ديگری است. درست است كه شمار تابلوهای مذهبی (!"religiosity") افزايش يافته و لائيك ها ديگر گفتمان عمومى را قبضه نميكنند، ولی اين نتيجهء دمكراسی است. مردم تركيه دهه ها از نوعی دمكراسی پای بسته برخوردار بودند، و مجبور بودند بگويند كه به بعضی چيزها باور داشتند: مثلا اينكه اسلام برای جامعه بد است و لائيسيته خيلی مهم و ارزشمند. در حقيقت بسياری از مردم تركيه هرگز به اين چيزها اعتقاد نداشته اند. آچه كه در اين يكی دو دهه در تركيه روی داده است اين است كه سرپوش برداشته شده است. ترك ها ديگر مجبور نيستند كه طبق فرمان چيزی را تكرار كنند. آنها ميتوانند آنچه را كه باور دارند به زبان بياورند. بسياری از مردم تركيه هيچ گاه آن لائيستهء افراطی را هم جذب نكردند. بنابراين آنچه را كه امروز مشاهده ميكنيم نتيجهء دمكراسی است، نه سياست های اسلامی."

"به نظر من يكی از دلايلی كه تركيه خيلی جذاب است اين است كه الگويی عالی برای كشورهای مسلمان ميباشد. تركيه از جامعه ای آزاد و از رونق اقتصادی برخوردار شده است. كشوری است كه هر مسلمانی ميخواهد در آن زندگی كند. ولی هميشه مانعی در توانايی تاثير گذاری اش در كشورهای اسلامی وجود داشت و آن مانع لائيسيتهء افراطی تركيه بود. مسلمانان بسياری به اين نتيجه رسيدند كه تركيه ديگر يك كشور مسلمان واقعی نيست و آنجا همه بی خدا هستند. ولی امروز رهبر تركيه هر روز نماز می خواند و همسری دارد که با حجاب است. و اين باعث شده كه توانايی تاثير گذاری تركيه در سرتاسر جهان اسلامی بصورت فوق العاده ای افزايش پيدا كند."


+
كينزر در "هفتهء سبز" شيخ حميد دباشی
استقبال از سوی "ناياك" (امريكائيهای ايرانی نما) و شركا

Tuesday, May 27, 2008

ayatollah shirin ebadi-wnyc-interview-islam

"من خودم را با هر كسی كه باور دارد اسلام عزيز و نازنين، مانند ديگر اديان، تفسيرهای مختلفی دارد، و نبايد آن را طوری تفسير كرد (!!!) كه بر ضد حقوق بشر استفاده شود، در يك جبهه می بينم . من خودم را با هر فردی كه برداشت درستی (!!!) از اسلام دارد در يك جبهه می بينم."

"مصاحبه" شيرين عبادی با راديو WNYC

فايل صوتی

البته به "ديكتاتوری شاه" و بهتر شدن ايران پس از "انقلاب" هم، طبق معمول، اشارات لازم می شود. مجری برنامه كه معلوم نيست از كجا روخوانی می كند و گويا علاقهء زيادی به پرسشهای "تاريخی" و چسباندن واژهء "رژيم" به دولت ايران دارد می پرسد: "يك پرسش ديگر، يك پرسش تاريخی. در رژيم شاه شما يك قاضی بوديد. چقدر شرايط امروز در ايران بد است چون آمريكا مصدق را بركنار كرد؟" جالب بود كه خود سفير جمهوری اسلامی، و هم جبههء شهروند رضا در تفسير مهملات اسلامی، می گويد "خيلی زياد"، كه شنيده هم می شود، ولی مترجم، بجای واژهء درست "great" يا "very much" واژهء "HUGE" را بكار می مبرد. در پايان "مصاحبه" عبادی از مجری كه اين "فرصت" را به ايشان داده كه به شنوندگان برنامه و مردم آمريكا بگويد مردم ايران چه می خواهند "تشكر" می كند.

+

Friday, June 19, 2009

Haleh Afshar-Baroness Afshar-bbc-wnyc

گفتگوی بی بی سی (١٥ ژوئن ٢٠٠٩) با "بارونِس" هاله افشار، نخستین "زن ایرانی" عضو مجلس اعیان بریتانیا؛ استاد علوم سیاسی و مطالعات قومی– مذهبی در دانشگاه یورک؛ استاد قوانین اسلامی در دانشکده بین المللی حقوق تطبیقی در استراسبورگ.

(گذاشتن (WNYC) در فهرست برچسب های يادداشت به اين دليل است كه گفتگو را ‌ا‌ز طريق اين راديو شنيدم. اين راديو هر روز "اخبار جهان" بی بی سی را پخش ميكند.)

فايل صوتی

برگردان:
"اكنون جوی از ناخشنودی و وحشت بر ايران حاكم است، و مردم نميدانند جريان به كجا ميكشد. ولی پژواك روزهای اول انقلاب در اعتراض مردم به آنچه كه ميگذرد نيز رسا است. جوی از بيم و ترديد بوجود آمده. مردم ديگر خشونت را نميپذيرند--- به اندازه كافی مرگ و ويرانی ديده ايم--- ولی همزمان، اين نتيجه نيز برايشان پذيرفتنی نيست. گمان نميكنند بشود ساكت نشست. موسوی و رهنورد گفته اند كه مراحل قانونی را طی خواهند كرد، ولی يك نگرانی جدی اين است كه شورای نگهبان نتواند موثر باشد (‌انشا‌الله موثر خواهد بود). در طنين صداهايی كه به من ميرسد، يك سو برخی نام هيتلر و موگابه را ميبرند و به تقلبات آنها در بقدرت رسيدن اشاره ميكنند. ا‌ز سوی ديگر كسانی ميگويند، "چه چيزی تغيير كرده؟ اگر اين انقلاب به ما پروانهء رای دادن ندهد به همان جايی برخواهيم گشت كه بوديم." بنابراين خشمی واقعی وجود دارد. همچنين خواست حق انجام تظاهرات آرام مطرح است، با اين نگرانی كه چطور ميشود تظاهرات برای يك گروه ممنوع و برای گروه ديگری آزاد اعلام شود. (ميدانيم كه پيش از احمقی نژاد، و بويژه پيش از ٢٣ خرداد، تظاهرات برای همهء ايرانيان آزاد بوده است) بنابراين ا‌حساس بی انصافی در آنها بسيار عميق ‌ا‌ست. من از پيشبينی آنچه كه ممكن است روی دهد وحشت ميكنم. من خيلی خيلی بيم دارم. من برای مردم نگرانم، ولی همچنين برای آن انقلاب نگرانم، انقلابی كه دست كم به مردم اين بخت را داد تا در سرنوشت خود نقشی داشته باشند."

Tuesday, August 14, 2007

Frances Harrison-npr-wnyc-dalia sofer

گفتگو با فرانسس هريسون، مدير دفتر نمايندگی بی بی سی در تهران

"علی رغم تلاشهای رژيم اسلامی، فرهنگ ايرانی هنوز نيرومند مانده است: ايرانيها پيتزا و همبرگر می خورند، آری، ولی در پايان هفته كبابشان را فراموش نمی كنند"!!!

البته بخش نخست اين گفتگوی نسبتآً طولانی به همان دستآوردهای بی همتايی كه خود غرب، اِن-پی-آر و بی بی سی ا‌ش زير عبا و عمامه ی خاتمی برای زنان ايران كشف كردند اختصاص داده شده است. و اين دومين گفتگويی است كه در طی همين يك هفته اين پرشنونده ترين راديوی آمريكا با ايشان انجام داده است. در آن گفتگوی چند روز پيش هم، بخشی كه توجهم را جلب كرد ( سوای بخشی كه مجری برنامه ديدگاه خانم در مورد نقش "مطبوعات آزاد" در ايران را جويا شدند!) اين بود كه از ديد مدير دفتر بی بی سی در تهران، فرهنگ ايرانی خودش كهنه گرای و زن ستيز است، و سرکوب سيستماتيک زن در جمهوری اسلامی هيچ ربطی به اسلام عزيز و ارجمند ندارد!

نمونه ی بسيار كوچكی از تبليغات پايان نايافتنی ای كه روزانه و بطور سيستماتيك برای حفظ جمهوری كثيف اسلامی در رسانه های آمريكايی پخش می شود. برای دوستان ساده دلی كه، تحت تاًثير تبليغات نوكران فارسی زبان لدين، تيمرمن و امثالهم، گمان می كنند "تريتا پارسی" كسی است، و يا جمهوری اسلامی در اين سه دهه نيازی به "شبكه های لابی" داشته است.

شبكه های لابی جمهوری اسلامی را رسانه های اربابانش تشكيل می دهند.


+

اينجا به گفتگوی دو هفته پيش راديو "WNYC" (نيويورك) با "داليا سوفر"، نويسنده ی ايرانی تباری كه به تازگی كشف شده است هم اشاره ای كنم. خانم سوفر، هنگامی كه ده ساله بوده همراه با خانواده از ايران گريخته و اكنون رُمانی نوشته است در باره ی ايرانِ پس از "انقلاب" اسلامی. طبيعتا انتظار می رود كه ‌در اين گفتگو از جنايات جمهوری اسلامی و سرنوشتی كه مردم نگونبخت ايران دچار آن شده اند سخنی گفته شود. به جای آن، توجهتان را به ا‌شاره های پی در پی، مضحك و بی ربط مجری برنامه به "خوش گذرانی" های پادشاه فقيد، ساواك، و فسادی كه (طبيعتاً وجود داشته ولی) او به پهلوی دوم پيوند می زند جلب می كنم!!

Tuesday, June 16, 2009

cnn-bbc-wnyc-Azarbaijan

در اين ميان....

كليپ

"[گفته ميشود] موسوی كه از قوم تركِ آذری است، استان آذربايجان را از دست داده! چنين تصوری مانند اين ميماند كه باراك اوباما آراء ‌آفريقايی-آمريكايی ها را به مك كين ببازد!"

مِستِر کریم سجادپور، عضو "بنیاد کارنگی برای صلح" در واشنگتن، كه به دليل فرهيختگی بی همانندش، بعنوان "ايران اكسپرت" به اربابان آمريكائی اش خدمت ميكند. ايشان تعداد آراء را هم ٤٠ ميليون‌ اعلام ميكنند! (سی ان ان؛ دوشنبه ١٥ ژوئن)

"بيش از صد نفر با شعار "كودتا را محكوم ميكنيم" در اعتراض به نتايج انتخابات در ايران روبروی ميدان داگ همرشولد گرد هم آمده اند. نازی حجاری از نيو جرزی آمده است. او ميگويد محال است موسوی به احمدی نژاد باخته باشد: "موسوی از آذربايجان است. برای موسوی راء را از آذربايجان نگرفتن مانند اين ميماند كه بگوييم باراك اوباما آراء ‌آفريقايی-آمريكايی ها را نمی گيرد. خيلی مسخره است."_" (راديو(wnyc)؛ البته پيش از گفتگو با تريتا پارسی؛ دوشنبه ١٥ ژوئن)

"شما باور ميكنيد كه موسوی حتی در شهر خودش هم به احمدی نژاد باخته است؟ مضحك است! محال است در تبريز، اروميه و اردبيل كه مردم ترك زندگی ميكنند احمدی نژاد برنده شده باشد." (بی بی سی؛ به نقل از ای-ميلی كه بدستشان رسيده!؛ دوشنبه ١٥ ژوئن)

Wednesday, February 09, 2011

wnyc Brian Lehrer Show islam reza aslan Nawal El Saadawi Feminism

دو نمونه كوچك از تبليغات مهمترين راديوی نيويورك
برای سرنگونی دولت مصر

يادداشتهای پيش در بارهء "WNYC"، كه گردانندگانش عاشق ايرانيان نيز هستد!!

گفتگو با نوال السعداوی، "فمینیست مشهور مصری"، و مادام "Yasmin Moll"، "دانشجوی فمنيستی ِ مصری-آمريكايی"، هر دو از شركت كنندگان در تظاهرات ميدان تحرير (اينجا):

"سوزان مبارك جنبش فمنيستی مصر را كشت... سوزان مبارك بر ضد ما فمنيستهای واقعی ميجنگيد.... ميدانيد كه من خيلی سكولار هستم... برای زنان مصر، رژيم مبارك از اخوان المسلمين خطرناك تر است....هواداران اخوان المسلمين مرا در ميدان تحرير در آغوش گرفتند و خاطرنشان كردند كه قانون اساسی مصر بايد سكولار باشد ...اين رژيم مبارك بود كه كليساها را آتش ميزد... خمينی را فرستادند تا انقلاب سكولار و سوسياليست مردم ايران را از بين ببرد..."

"در ضديت با هم قرار دادن سکولاریسمی که زنان را صاحب اختيار و قدرت ميكند و استبداد اسلامی ای که به زنان ستم ميكند كاری نژادپرستانه است... اسلام را با ظلم و ستم به زنان مساوی دانستن بخش بزرگی از رزيستانس فمنيستی [در كشورهای "اسلامي"] كه با فمنيستهای سكولار غربی تفاوت دارند را به حاشیه می راند..."

=====
دفاعيه مِستِر رضا اصلان (+) از دمكراسی و حقوق بشر، تغيير قانون اساسی مصر و باندهای دمكراتيك اسلامی.

Tuesday, June 10, 2008

Muqtada al-Sadr-Patrick Cockburn-wnyc

چگونه می شود يك چاقوكش و آدمكش بی سواد ا‌سلامی را نه تنها به يك رهبر، كه به يك "سياستمدار" خردمند تبديل كرد و از او يك "ناسيوناليست" ساخت؟ فقط كافی است تبليغات گسترده ای را كه بويژه در چند ماه اخير برای آخوند مقتدى الصدر (خمينی دوم) در رسانه های انگليسی زبان صورت گرفته دنبال كنيم.

گفتگوی ديروز راديو WNYC با پاتريك كوبرن (Patrick Cockburn)، روزنامه نگار مشهور ‌ايرلندی و نويسنده كتاب "مقتدى"

فقط چند نمونه از استقبالهای عاشقانه از تبليغات كوبرن و اربابانش برای الصدر:

نيويورك تايمز/ هرالد تريبون/ Z / كارگر سوسياليست (+)/ CSM / مادِر جُنز/ و...

--------‌
بيخود نيست كه در رسانه های "اپوزوسيونی" شب و روز به "سياست جهان دموكراتيك پس از ١١ سپتامبر" كه "مبارزه" با اسلاميون باشد اشاره می شود! شواهد فراوان دارند!

Tuesday, August 10, 2010

wnyc Brian Lehrer Controversial Mosque Plans

هم ميهنانی كه بويژه در آمريكا زندگی ميكنند به احتمال زياد از جنجال بر سر ساختن چند مسجد جديد در نيويورك كه هم اكنون "فقط" ١٠٠ مسجد دارد آگاه هستند. ديروز در راديو "WNYC" نيويورك كه بارها در اين وبلاگ به برنامه هايش اشاره شده است، مهمترين راديوی شهر ما ميباشد و هزاران هزار شنونده هم در ايالات اطراف نيويورك دارد در كنار مهمانی از نشريه حقوق بشری "وال استريت ژورنال" برنامه ای را به اين موضوع ويژگی دادند. مجری برنامه كه در "اسلامی" و "مسلمان" ناميدن تمدن و فرهنگ و مردم ايران و پنهان نگاه داشتن هويت ملی ما و ملت های همسايه هيچگاه درنگ نكرده است، و همراه با گردانندگان اين راديو و "بلومبرگ" شهردار نيويورك از پشتيبانان مساجد جديد و "آزادی اديان" ميباشد، استدلال تازه و جالبی را در اين پشتيبانی بكار بردند كه بد نيست به يادداشتهای وبلاگ در بارهء بلندگوهای حامیان دمكراسی و آزادی (بخوانيد اسلام و شريعه) افزوده شود تا "ايرانيان تبعيدی" بيشتر به "توجه" گردانندگانشان "افتخار" كنند:

"در نيويورك تايمز خوانديم كه ايرانيانی كه به ايران دعوت شده بودند و هيچ علاقه ای به احمدی نژاد و آن نوع دولت اسلامی ندارند پس از برگشت به آمريكا تجديد نظر نكرده و دوباره گفتند كه آن دولت كثافت است. اينها تقريبا همه مسلمان‌اند و از آمريكا پشتيبانی ميكنند و نه از ايران. آخر ‌اين ايرانيان (شريف) كجا بايد بروند و عبادت كنند؟ مردم از يك سو ايرانيان مقيم آمريكا را كه ضد احمدی نژاد هستند ستايش ميكنند، ولی همزمان وقتی كه همين ايرانيان ميخواهند عبادتگاهی برای خود بسازند اين عبادتگاه به يك خطر تبديل ميشود!"

Thursday, February 17, 2011

wnyc leonard lopate abbas milani 2500 The Shah of Iran propaganda

گفتگوی راديو "WNYC" نيويورك با عباس ميلانی ( ١٠ فوريه ٢٠١١ م) را به دو دليل بايد گوش بدهيم. يك، بدليل آگاهی از پايان ناپذيری تبليغات كثيفی كه در اين يك نمونه گردانندگان و مجری برنامه بعنوان و در غالب "پرسش" به خورد شنوندگان ميدهند، و دو، بدليل سكوت و غلام صفتی مِستِر ميلانی در برابر درندگی بی نظير مجری برنامه. بخش هايی از اين مضحكهء آمريكايی را، كه چنان خوب پيش رفت كه از دادن يك "break" هم در آن صرفنظر كردند، در پايين می آورم.

مجری: "آيا متحدين فكر ميكردند كه شاه كمتر از پدرش هوادار نازی های آلمان است؟"

ميلانی: "دمكراسی در ايران با اشغال ايران توسط متحدين آغاز ميشود."

ميلانی: "شاه ثروت بسيار زيادی از پدرش به ارث برد. رضا شاه ثروت عظیمی را انباشته كرده بود. او يك "Kleptomaniac" (بيمارهای روانی كه به دزدی علاقه دارند) بود. شاه قول داده بود ثروت پدرش را پس بدهد ولی اينكار را نكرد."

ميلانی: "گرايش شاه به زن‌بازی منجر به طلاق با فوزيه شد."....
مجری: "مثل هنری هشتم بوده!"....

مجری: "ثروت و هزینه های بیش از حد در رژيم شاه چشمگير بود. يه بار گرونترين مهمونی در تاريخ جهان رو برپا نكرد؟ (جشنهای ٢٥٠٠ ساله را ميگويد، ولی از آن نامی نميبرد)..... ميلانی: "بله، حتی در کتاب گینس هم به ثبت رسانده شد. مبلغی كه خرج اين مهمانی كرد ١٢٠ ميليون دلار برآورد شده است، ولی بعضی ها ميگويند كه مبلغ خيلی خيلی بيشتری بوده."

مجری: " ایده شاه اين بود كه پول نفت را، يا قسمتی از آن را كه خرج مهمونی های باور نکردنی و اين چيزها نميكرد، خرج مدرن كردن و معادل كردن ايران با یک کشور غربی كند." (همانگونه كه ميدانيم، از ديد اينان و نوكرانشان در جمكران، مدرن بودن چيزی غربی است.)

مجری: "شاه يك نظریه پرداز توطئه بود و اين ايده كه سرنوشت ايران در گروی سياستهای ‌بريتانيا، آمريكا و اتحاد جماهیر شوروی بود مرتبا به فكرش خطور ميكرد. آيا ترس شاه قابل توجيه بود؟" ميلانی مفلوك بجای اينكه بگويد پادشاه ايران ميخواست كشورش از گروی سياست های جهان خواران درآيد، پاسخ ميدهد: "آن گونه كه او فرض ميكرد قابل توجيه نبود. او قربانی ترس از نظریه های توطئه خودش شد." مجری: "گمان ميكرد كه انقلاب اسلامی هم يك توطئهء آمريكايی-انگليسی بوده؟" ميلانی، با خنده: "و كمونيستی! چگونه چنين ترکیبی می توانست موفقيت آميز باشد من هنوز نفهميده ام." (به كسانی كه مانند ميلانی مفلوك نفهم مانده اند، نگاهی به پشتيبانی های احزاب و تشلكيلات و رسانه های باصطلاح "چپی"، "سوسياليستی" و "كمونيستی" در غرب از "انقلاب" شكوهمند و جمهوری اسلامی پيشنهاد ميشود)

مجری: "بسیاری از دیکتاتورهای بي رحم سابق، مثل ایدی امین، توانستند در جايی پناهندگی بگيرند. چرا شاه برای پيدا كردن جايی برای پناهندگی آنقدر مشكل داشت؟"

مجری: "بنظر شما آيا شاه يك شخصيت تراژيك است؟ بسیاری از اعضای خانواده اش بصورتی تراژيك از بين رفتند. جوانترین دختر او از مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت..."

Sunday, November 26, 2006

Rory Stewart-wnyc-Islamists-human rights

نويسنده و ديپلمات انگليسی: بايد از اسلاميست ها پشتيبانی كنيم

فايل صوتی (گزيده)

برنامه ی كامل:

The Leonard Lopate Show
Friday, November 24, 2006
Interview with Rory Stewart

اين گفتگوی راديوئی آدينه ی پيش از راديوی پرشنونده ی "WNYC" در نيويورك پخش شد. با آنچه كه اين جانور در باره ی عراق مي گويد كاری ندارم. داوری در باره ی اينكه مردم عراق اسلاميستها را به قدرت رساندند و ديگران زمينه را برای سر كار آمدن مافيای اسلامی در آن كشور آماده نكرده بودند با خودتان. برای من جالب اينجاست كه می گويد بايد از همه ی اسلاميستها، از جمله مافيای اسلامی در ايران، پشتيبانی شود --- يعنی پشتيبانی از اسلاميستها بايد در دستور‌العمل دول غربی قرار گيرد! و بد نيست بدانيد كه همين جناب "استوارت"، پس از انجام وظيفه در عراق، به كانون حقوق بشری "CARR Center" در دانشگاه "هاروارد" راهیافته و مدتی را هم آنجا گذرانده است:


"The mission of the Carr Center, like the Kennedy School, is to train future leaders for careers in public service and to apply first-class research to the solution of public policy problems. Our research, teaching and writing are guided by a commitment to make human rights principles central to the formulation of good public policy in United States and throughout the world."

“The Carr Center for Human Rights Policy
Fellows Programs bring together a diverse group of human rights practitioners, scholars and activists to conduct research on human rights policy, contribute to the Center's programs, and participate in broader dialogue with students, faculty and researchers in the Harvard community.”

Saturday, October 11, 2008

ardeshir mohassess-asia society-islamic republic-exhibition-2008 shirin neshat hamid dabashi

رفتن اردشیر محصص

مِستِر مسعود بهنود

البته مِستِر بهنود توضيح نداده اند كه آيا ايشان نيز ا‌ز اين خبر "ميخكوب" شده اند يا نه!

به تازگی نمايشی چند هفته ای از كارهای اردشیر محصص در نمايشگاه "اتحادیه آسیا" در نیویورک برگزار شد كه، همانگونه كه می دانيم، از تبليغات بسيار گسترده ای در رسانه هايی چون نيويورك تايمز، "WNYCراديو صدای آمريكا (+)، راديو زمانه، ايرانيان دات كام، پيوند و... برخوردار بود. مراسم بزرگداشت محصص در "Asia Society" * به سرپرستی شیرین نشاط عقب مانده و فردی بنام نجومی اجرا، و توسط خانم و آقای حسن نمازی و "بنياد دوريس دوك برای هنر اسلامی" سازماندهی شده بود.

در صفحه ای كه در تارنمای ضد ايرانی "اخبار روز" لينك داده ام، می خوانيم:

"تعداد زیادی از علاقمندان اردشیر محصص حتی از ایالات واشنگتن و بوستون به نیویورک آمده بودند تا احترام و علاقمندی خود را به این هنرمند جهانی ابراز دارند. از جمله شرکت کنندگان در این مراسم رمزی کلارک فعال حقوق بشر و دیپلمات سابق امریکائی ... بودند... آقای رمزی کلارک...که کلکسیونی از آثار محصص را در احتیار دارد از او به عنوان هنرمندی استثنائی نام برد."

رمزی كلارك و مادام شیرین نشاط در "Asia Society" (١٠ ژوئن ٢٠٠٨)

جنايتكار استيت دپارتمنت در اين كليپ كه مدتی پيش در رابطه با اين بزرگداشت در يو توب گذاشته شد ديده می شود، و حاج آقا پروفسور حمید دباشی حزب اللهی نيز، صد البته، حضور دارند.

حال نگاهی به واكنش کیهان اشغالی:

"اردشیر محصص...به ضدیت با اسلام...معروف بود...وی...در خارج از کشور با نشریات صهیونیستی و ضد ایرانی علیه باورهای دینی و ملی ایرانیان به همکاری پرداخت...طرح ها و کاریکاتورهای وی...آمیزه ای از رویکردهای لائیک و نفرت نسبت به اعتقادات اسلامی است. در کنار این وجوه، محصص همواره در آثارش تمسخر اسطوره های قدسی مسلمانان را دنبال کرده است."

---------------‌
* حسن داعی (بازيچهء نئوكانها برای افشاگری های لازم) در در نوشته ای بنام "میراث راکفلر: پایه‌های مالی-سیاسی لابی رژیم ایران در آمریکا" به موسسه "اتحادیه آسیا" ‌اشاره كرده، می نويسد:

....کمک به هوشنگ امیراحمدی فقط از طرف بنیاد راکفلر یا شرکت های نفتی نیست. برخی از موسسات و نهادهای وابسته به آنان نیز در این زمینه فعال بوده اند. یکی از مهمترین حامیان لابی ملایان و بخصوص امیراحمدی، موسسه "Asia Society" است که در سال ١٩٥٦ توسط جان راکفلر براه افتاد. جالب اینجاست که یکی از دیپلماتهای کهنه کار آمریکا بنام "Nicholas Platt" هم رئیس این موسسه بسیار قدرتمند بود و هم بعنوان عضو هیئت مدیره شورای امیراحمدی فعالیت داشت.

این موسسه "Asia Society" در مدیریت خود سه نفر ایرانی را جای داده است. یکی حسن نمازی است که عضو هیئت مدیره شورای امیراحمدی بود ولی بعدآ جدا شده و یک محفل جدید بنام "IAPAC" براه انداخت. اخیرا نیز "IAPAC" با یک گروه لابی جدید ادغام گردیده است تا بطور جدی تری فعالیت های لابی خود را پیش ببرد.

نفر دومیکه از میان آمریکائیان ایرانی تبار عضو مدیریت موسسه "Asia Society" شده، هوشنگ انصاری است که در زمان حکومت محمد رضا شاه پهلوی شغل های مختلفی همچون رئیس شرکت نفت را بعهده داشت. این ایرانی "وطن پرست" که صاحب میلیاردها دلار ثروت است همچنان در خارجه با اشتغال در امور نفتی روزگار سپری میکند. "نینا انصاری"، دختر ایشان نیز بهمراه حسن نمازی که در بالا اشاره شد، مشغول فعالیت در کادر رهبری "IAPAC" میباشد.

سومین ایرانی در این موسسه، وحید علاقبند است که در گزارشات قبلی در باره فعالیت های اقتصادی شرکت وی بحث شد. ایشان که رئیس شرکت "BALLI" است و یکی از بزرگترین سرمایه داران ایرانی است، ضمنا نمایندگی دو کمپانی مهم آمریکا یعنی کاترپیلار و زیراکس را نیز در تهران براه انداخته است.

البته باید یادآوری کنیم که موسسه "Asia Society" کمک های خود را به امیراحمدی محدود ننموده و دیگران را فراموش نکرده است. بعنوان مثال، در ماه مارس امسال یک جلسه سخنرانی برای تریتا پارسی ترتیب داد تا کتاب خود را معرفی کند.

Saturday, September 27, 2008

hooman majd The Ayatollah Begs To Differ: The Paradox of Modern Iran

Two Interesting Interviews

With most focus in the exiled Iranian community being kept on the open mic provided to Mahmoud Ahmadinejad courtesy of CNN’s Larry King, some may have missed a similar “interview” by the New York City based WBAI with this representative of the Islamist regime, conducted on September 24, a day after his UN speech.

This interview, conducted by a group which, much to my amusement, is regularly promoted as “leftist”, and which, as records show, is favorably disposed toward the Islamist genocide in Iran --- one cannot help make the observation that only in a well disciplined, brainwashed society would such criminal endorsement be described as “secular” and “progressive”, or as Chomsky and Hizballah would have it, “anti-imperialist!”--- can be heard in two parts, here and here (be sure to click on “Real Video Stream”). Note too, the presence of Ervand Abrahamian, the well known apologist of the Islamic Republic, for a post-interview “commentary”. But apologists and supporters of the anti-Iranian regime come in different varieties, which brings us to the second interview, that of NPR’s Terry Gross with Hooman Majd, of the “Huffingtonian” variety!

Conducted two days ago, Majd, to his credit, makes no secret of his or his family’s deep-rooted support for the Islamist regime. He is, so far as the Mullahs are concerned, “family”. Of course, none of this is elicited by the obedient interviewer, who is content with the deceptively simple characterization of Majd as “against Ahmadinejad” (which is false), but is offered voluntarily.

Majd is “embarrassed” to have translated the speech of Ahmadinejad at the UN, but shows not an iota of “embarrassment” for being a supporter of a regime which, to take but one piece of news, officially admits to have at least 130 Iranian children on death row. He is “embarrassed” to have translated for Ahmadinejad, but is not embarrassed, 30 years after the Islamist Reaction and its consequences, to describe supporters of the progressive, secular and independentist Pahlavi government as punks (“jahel”), thugs (“laat”) and brain-dead (“bimokh”), or to regard Mullah Khatami and the bloodsucking Islamist gangsters as the “democrats” of our time!

On YouTube

+
پی نوشت (٣٠ سپتامبر ٢٠٠٨)
گفتگوی مِستِر هومن مجد با راديو "WNYC"، نيويورك

مجد: متن سخنرانی را پيشاپيش در دست دارم. اگر، مانند ‌ا‌مسال، يكشنبه اينجا باشد، مشاوران او متن را به من ميدهند و ما همهء روز دوشنبه را سرف برگرداندن آن به انگليسی ميكنيم ... با اينكه اين متن قبلا در تهران به انگليسی برگردانده شده معمولا اشتباهات زيادی در آن وجود دارد. (يعنی حتی يك مترجم در خود جمهوری اسلامی مورد تاييد وزارت خارجه شان نيست!)

مجری: فرصت اينكه پيشنهادهايی را ارائه بدهيد به شما داده ميشود؟

مجد: بله! مسلمأ. برگرداندن متن تقريبا ١٠ ساعت به درازا می انجامد و تلفن های زيادی با هتلشان رد و بدل ميشود: "اين چيزيست كه شما به زبان فارسی ميگوئيد؛ اين چيزيست كه به نظر ما بايد به زبان انگليسی گفته شود."