Friday, October 19, 2007

hamid dabashi-Shah-Pahlavi-Iran-ahmadinejad-columbia university-bollinger

"فقط چند سال پس از اينكه سازمان سيا كودتای خبيث، كينه توز و جنايتكارانه را برای فروريختن نخست وزيری انتخابی و دموكراتيك محمد مصدق در سال ١٩٥٣ فراهم كرد، دانشگاه كُلُمبيا، در اقدامی كه براي آن دانشگاه جای شرمساری ابدی دارد، به ديكتاتور واقعی ايران، محمدرضا شاه پهلوی، يك مدرك افتخاری ‌اهدا كرد. احمدی نژاد عوام فريبی ناتوان است: امروز پرزيدنت انتخابی يك جمهوری، و فردا از فراموش شدگان تاريخ ميهنش. ولی به عنوان يك تابلو راهنِما در ادامه حماسه ميليونها ايرانی، كه دهه ها و صده ها برای رسيدن به هدف دموكراسی در كشورشان جنگيده اند، او از آن شاه فاسد ("degenerate") بينهايت والاتر ("superior") است، شاهی كه پادشاهی بی رحمَش مبنای اين باند حتی فاسدتر مُلايانی كه اميدها و آرزوهای يك ملت را دزديده اند قرار گرفت. آيا اين ملت بايد منتظر اين حرفه دوست فرصت طلب نوكيسه (بُلينجر را می گويد) می ماندند تا بيايد و به آنها بگويد كه مبارزاتشان برای آزادی و دموكراسی پس از صده ها بيهوده بوده است؟ راستش نه. بُلينجر امروز شايد برای خودش جايگاه ننگينی را كسب كرده باشد، ولی با آن حرف های تحريك آميز بی شرمانه يا به طور حيرت انگيز بی سوادانه درباره ی تاريخ و تلاش های سياسی مِلتی كه از اظهارات مضر و بی سوادانه ايشان پيداست مطلقاً چيزی از آن نميداند و من مغرورانه مردم خودم می نامَم موجب ننگ بی سابقه دانشگاه من شده است."

حميد دباشی؛ استاد دانشگاه كلمبيا
الاهرام (مصر)؛ شماره ٨٦٦ ، و تارنمای "پيوند" (آمريكا)

(البته آخرين بار كه نوشته ای از اين هوادار حماس و حزب الله را در همين الاهرام خواندم اكتبر سال پيش بود كه كتاب آذر نفيسی را به عنوان "پروپاگاندا بر ضد اسلام" محكوم كرده بودند!)

جستجو:
حميد دباشی
Hamid Dabashi

Wednesday, July 08, 2009

حميد دباشی - گارديين

If the Dead Could Speak

Two weeks ago, in a post in Persian which I simply tagged as “Neda Aghasoltan”, I confided to my compatriots, with deep sorrow, that the real tragedy of the victims of the Islamic Republic, such as Neda, is that even after death, they are murdered, and murdered again, as they fall prey to the vicious propaganda and disinformation campaigns of those claiming to be their advocates and sympathizers.

In the previous post I focused on the distasteful and contemptible opportunism of the republican “opposition” abroad. Here, I’ll highlight a case in US media wherein the individual presented as an advocate and sympathizer is himself accomplice to the crimes. With English speakers in mind, I’ve chosen Hamid Dabashi’s self-serving piece in CNN. There are, of course, plenty of other examples; in fact, the net is now abounding with them.*

Dabashi’s “accomplishments” for the past three decades, then, are no secret. He is a shameless supporter and apologist of the Islamist regime, and well-known for his numerous praises of such terror groups as Hizb-Allah; that is, Neda’s murderers.

CNN’s editors may have reason to have confidence in their readers’ ignorance; that is something for its readers to consider.

For Iranians, however, Dabashi’s opportunistic invocation of Neda’s name is vile and repulsive, much like his character.

------------------------
*Note Guardian’s repulsive use of some of the recent victims of a regime it has supported for years, including Neda, to present murderers and criminals such as Yazdi, Abtahi, Nabavi, and Saharkhiz as “victims.”

Saturday, October 11, 2008

ardeshir mohassess-asia society-islamic republic-exhibition-2008 shirin neshat hamid dabashi

رفتن اردشیر محصص

مِستِر مسعود بهنود

البته مِستِر بهنود توضيح نداده اند كه آيا ايشان نيز ا‌ز اين خبر "ميخكوب" شده اند يا نه!

به تازگی نمايشی چند هفته ای از كارهای اردشیر محصص در نمايشگاه "اتحادیه آسیا" در نیویورک برگزار شد كه، همانگونه كه می دانيم، از تبليغات بسيار گسترده ای در رسانه هايی چون نيويورك تايمز، "WNYC"، راديو صدای آمريكا (+)، راديو زمانه، ايرانيان دات كام، پيوند و... برخوردار بود. مراسم بزرگداشت محصص در "Asia Society" * به سرپرستی شیرین نشاط عقب مانده و فردی بنام نجومی اجرا، و توسط خانم و آقای حسن نمازی و "بنياد دوريس دوك برای هنر اسلامی" سازماندهی شده بود.

در صفحه ای كه در تارنمای ضد ايرانی "اخبار روز" لينك داده ام، می خوانيم:

"تعداد زیادی از علاقمندان اردشیر محصص حتی از ایالات واشنگتن و بوستون به نیویورک آمده بودند تا احترام و علاقمندی خود را به این هنرمند جهانی ابراز دارند. از جمله شرکت کنندگان در این مراسم رمزی کلارک فعال حقوق بشر و دیپلمات سابق امریکائی ... بودند... آقای رمزی کلارک...که کلکسیونی از آثار محصص را در احتیار دارد از او به عنوان هنرمندی استثنائی نام برد."

رمزی كلارك و مادام شیرین نشاط در "Asia Society" (١٠ ژوئن ٢٠٠٨)

جنايتكار استيت دپارتمنت در اين كليپ كه مدتی پيش در رابطه با اين بزرگداشت در يو توب گذاشته شد ديده می شود، و حاج آقا پروفسور حمید دباشی حزب اللهی نيز، صد البته، حضور دارند.

حال نگاهی به واكنش کیهان اشغالی:

"اردشیر محصص...به ضدیت با اسلام...معروف بود...وی...در خارج از کشور با نشریات صهیونیستی و ضد ایرانی علیه باورهای دینی و ملی ایرانیان به همکاری پرداخت...طرح ها و کاریکاتورهای وی...آمیزه ای از رویکردهای لائیک و نفرت نسبت به اعتقادات اسلامی است. در کنار این وجوه، محصص همواره در آثارش تمسخر اسطوره های قدسی مسلمانان را دنبال کرده است."

---------------‌
* حسن داعی (بازيچهء نئوكانها برای افشاگری های لازم) در در نوشته ای بنام "میراث راکفلر: پایه‌های مالی-سیاسی لابی رژیم ایران در آمریکا" به موسسه "اتحادیه آسیا" ‌اشاره كرده، می نويسد:

....کمک به هوشنگ امیراحمدی فقط از طرف بنیاد راکفلر یا شرکت های نفتی نیست. برخی از موسسات و نهادهای وابسته به آنان نیز در این زمینه فعال بوده اند. یکی از مهمترین حامیان لابی ملایان و بخصوص امیراحمدی، موسسه "Asia Society" است که در سال ١٩٥٦ توسط جان راکفلر براه افتاد. جالب اینجاست که یکی از دیپلماتهای کهنه کار آمریکا بنام "Nicholas Platt" هم رئیس این موسسه بسیار قدرتمند بود و هم بعنوان عضو هیئت مدیره شورای امیراحمدی فعالیت داشت.

این موسسه "Asia Society" در مدیریت خود سه نفر ایرانی را جای داده است. یکی حسن نمازی است که عضو هیئت مدیره شورای امیراحمدی بود ولی بعدآ جدا شده و یک محفل جدید بنام "IAPAC" براه انداخت. اخیرا نیز "IAPAC" با یک گروه لابی جدید ادغام گردیده است تا بطور جدی تری فعالیت های لابی خود را پیش ببرد.

نفر دومیکه از میان آمریکائیان ایرانی تبار عضو مدیریت موسسه "Asia Society" شده، هوشنگ انصاری است که در زمان حکومت محمد رضا شاه پهلوی شغل های مختلفی همچون رئیس شرکت نفت را بعهده داشت. این ایرانی "وطن پرست" که صاحب میلیاردها دلار ثروت است همچنان در خارجه با اشتغال در امور نفتی روزگار سپری میکند. "نینا انصاری"، دختر ایشان نیز بهمراه حسن نمازی که در بالا اشاره شد، مشغول فعالیت در کادر رهبری "IAPAC" میباشد.

سومین ایرانی در این موسسه، وحید علاقبند است که در گزارشات قبلی در باره فعالیت های اقتصادی شرکت وی بحث شد. ایشان که رئیس شرکت "BALLI" است و یکی از بزرگترین سرمایه داران ایرانی است، ضمنا نمایندگی دو کمپانی مهم آمریکا یعنی کاترپیلار و زیراکس را نیز در تهران براه انداخته است.

البته باید یادآوری کنیم که موسسه "Asia Society" کمک های خود را به امیراحمدی محدود ننموده و دیگران را فراموش نکرده است. بعنوان مثال، در ماه مارس امسال یک جلسه سخنرانی برای تریتا پارسی ترتیب داد تا کتاب خود را معرفی کند.

Friday, October 22, 2010

hamid dabashi akbar ganji ahmad sadri NIAC gary sick

نامه‌ی آرامش دوستدار به یورگن هابرماس

"پنجاه سال طول کشید تا شاه، با وجود خطاهای بزرگ سیاسی، که قطعا به بزرگی خطاهای سیاسی ما انتلکتوئل‌ها نبودند، و پدر او بنیادگذار ایران نوین، کشور ما را به آستانه‌ی زندگی شهروندی متمدنانه رساندند. حاصل زحمات آنان را جمهوری اسلامی در ظرف سی سال نیست و نابود کرد: از نظر اقتصادی، اداری، فرهنگی، حقوقی و اخلاقی..../ ...ایران از نواسلامی ‌شده... / ... آسان‌ترین راه برای کسب «صلاحیت فلسفی» نزد ما عموما این است که هر سوراخ سنبه‌ای از افاضات دانشمندانه‌ی خود را، چه شفاهی و چه کتبی، با نام فیلسوفان غربی پرکنیم. اثر این شیوه در اعتباراندوزی، بیشتر خواهد شد اگر از فیلسوفان مدرن بگوییم و بنویسیم یا از مکتب‌های فلسفی نام ببریم. زرنگ‌تر از همه میان ما آن‌هایی هستند که «نام» مفاهیم یا تئوری‌های این فیلسوفان را نیز به رخ می‌کشند..."

-----------------‌
شيخ يورگن گنجی: "انصاف علمی و فلسفه و روشنفکری حکم می کرد که آقای دوستدار به جای اين گونه بی پروا سخن گفتن..."

حميد دباشی، احمد و محمود صدری و شركا *: "آرامش دوستدار نه از سوی ايرانيان بلکه تنها از سوی خويش سخن می‌گويد و آن‌چه می‌گويد تنها نمايان‌گر ابتذال تخيلات شخص اوست... آقای دوستدار از يکسو برای پيشرفتهای دوران پهلوی، که به گمان ايشان ايران را به آستانه تمدن طلائی رساند اظهار دلتنگی می کنند و از سوی ديگر اسلام را خطری بی بديل برای سلامت جامعه بشری می شمارند."

محمد جلالی چيمه (م. سحر): "از سر اتفاق نامه دوسه تن از فضلای دانشگاه رفتهء ایرانی را دیدم که آنها هم شتاب به خرج داده بودند تا به این فیلسوف غربی بگویند : «مراقب باشد و گول این بی سواد راسیست کینه جو را نخورد. اسلام عزیز اینجورها هم که این بابا به شما گفته است خشونت طلب و آدم کش نیست» در هر صورت من این شتابناکی برخی«روشنفکران» ایرانی را که در نامه نگاری به بزرگان با یکدیگر سابقه می دهند ، اندکی رقت آور یافتم و این چند بیت ارتجالا همینجا زیر نامه آنها قلمی شد و شما را هم در خواندن آن مشارکت می دهم "

*
حميد دباشی، خدمتكار گری سيك، در بايگانی وبلاگ؛ و اينجا
‌احمد صدری ؛ با مصباح يزدی و ديگر دوستان ديرينه: اينجا و اينجا ؛ در "هفتهء سبز"
محمود صدری

Tuesday, January 05, 2010

hamid dabashi gary sick greens green

شيخ حميد دباشی (+)، خدمتكار گری سيك در دانشگاه كلمبيا (+)، ضمن تبليغ برای جنبش "سيويل رايتس" و "جمهوری دمكراتيك" خواهانه سبزالله، از تغيير جمهوری دست نشانده اسلامی به يك "ديكتاتوری مذهبی" (به قول خودش، "مانند حكومت ارتشی در پاكستان") ‌ابراز نگرانی كرده، امكان تحميل سناريوئی را بدنبال پيروزی اين جنبش هشدار ميدهد: در دست گيری و دزديدن جنبش سبز توسط هواداران پادشاهی (صد البته با پشتيبانی نظامی آمريكای دشمن پادشاهی و اسرائيل تجزيه طلب پرور) بدنبال فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی.

بدبخت مخاطب انگليسی زبان.

+
"هفته سبز"
پيام بمناسبت "روز دانشجو"

Friday, May 28, 2010

Nazila Fathi hamid dabashi

!"زنان در "چيز

"بايد از جمهوری اسلامی تشكر كنيم كه فاصله ای كه بين زنان شهری ِ تحصيل كرده با زنان توی شهرستانها و طبقات پايين تر بود كمتر شده."

مادام نازيلا فتحی، مزدبگير نيويورك تايمز؛ گفتگو با شيخ حميد دباشی.
كليپ كامل در تارنمای "جرس".


Wednesday, September 02, 2009

hamid dabashi-Arang Keshavarzian-ervand abrahamian-Firoozeh Kashani-Sabet

"دقيقا همانگونه كه در تابستان ١٩٥٣ شاه (پادشاه ايران را ميگويد) مجبور بود جايگاهش را در ايران دوباره مستحكم و باز ساخت كند، احمدی نژاد و خامنه ای مجبور اند مجددا مرجعيت خود را با شيوه های مختلف بر جامعه تحميل كنند."

دكتررر آرنگ كشاورزيان، استاد دانشگاه نيويورك (اينجا و اينجا)، در نشستی در ١٩ آگوست در دانشگاه كلمبيا با نام "كودتای ١٩٥٣ و جنبش ٢٠٠٩"، با حظور شيخ حميد دباشی، مِستِر ارواند آبراهاميان و دكتررر فیروزه کاشانی- ثابت

تبليغ در تارنمای ناياك (تريتا "پارسی" و ديگر نوكران استيت دپارتمنت)
همچنين در "شهرزاد نيوز": بررسی تطبیقی ٢٨ مرداد ٣٢ و تابستان ٨٨"

+
دباشی، عبادی، چامسکی، خوان كول، شيخ احمد صدری، امید معماریان،
لیلی پورزند و... در نشست حقوق بشری آتلانتا (٢٩ آگوست)

Wednesday, January 19, 2011

stephen kinzer Cognito Comics operation ajax iPad hamid dabashi amy goodman آی‌پَد

تصوير پايين صفحه ای از داستان مصور "عمليات آژاكس" برای "Apple iPad" است كه پيشتر در اين وبلاگ به آن اشاره كرده ام. تصوير نقاشی شده پادشاه به قتل رسيدهء ايران را نشان ميدهد كه مشروب در دست و با پيراهنی باز، زنی نيمه برهنه را در آغوش گرفته. پشت اين صحنهء آخوند پسند، تصويری از رضا شاه بزرگ را همراه با پرچمهای آلمان نازی به نمايش گذاشته اند تا به دروغ های كثيف و ايران كشی كه سال ها با نام ماموران "ايرانی" خود بازتاب داده و ميدهند شدت بخشند:


جهت تبليغ برای اين داستان مصور كامپوتری، ديروز، ١٨ ژانويه، استيفن كينزر، نوکر ‌اش مِستِر حميد دباشی (اينجا / اينجا / اينجا) و چپ‌نمای آمريكايی "Amy Goodman"، در موسسه "جامعه نيويورك برای فرهنگ اخلاقی!!" نشستی برگزار كردند تا "اين رويداد تاريخی را بررسی و در مورد تاثیر آن بر وقایع کنونی بحث كنند". در اين نشست يك آمريكايی ديگری بنام "Navid Khonsari"، كارگردان "بازی" ويدئويی و بسيار پرطرفدار "Grand Theft Auto" هم حضور داشت. ايشان وعده دادند كه بزودی بازی "انقلاب ١٩٧٩" نيز به بازار خواهد آمد كه در آن بازيكنان ميتوانند نقش "انقلابيون ايرانی، دانشجويان، گروگانها و سربازان آمريكايی" را بازی كنند.

در پايان لازم ميبينم اين نكته را نيز بيافزايم كه تلفن‌چی حرفه‌ای ای كه ديروز پريروز در تلويزيون خيلی ايرانی "پارس" استيفن كينزر را مزدبگير جمهوری اسلامی معرفی كرد، دروغ ميگفت. امثال ايشان، مانند مامورانی كه "تريتا پارسی" ها را "لابی‌ايست های جمهوری اسلامی" معرفی ميكنند، برای پنهان كردن نقش ارباب اين "آگاهی" ها را به شما ميرسانند.

+

Friday, July 10, 2009

Hamid Dabashi-people power- قدرت مردم

انتفاضهء ايرانی!
"پروفسور" حميد دباشی ؛ دانشگاه کلمبيا (+)
الاهرام / برگردان در تارنمای "راديو زمانه" و ديگر سبزهای برونمرزی

"تنها پيروز انتخابات رياست‌ جمهوری سال ۲۰۰۹ مردم ايران بودند، فارغ از آن‌ که به چه کسی رأی دادند؛ يعنی بيش از چهل ميليون نفر‌ از ۴۵ ميليون واجدين شرايط ، به بيان ديگر بيشتر از ۸۰٪ آن‌ها."

"مشکل جنبش دموکراسی خواه ايران اين نيست که نمی تواند فردی چون اوباما توليد کند -- به فرض که او الگو باشد. موسوی به خوبی قادر بود يک اوبامای ايرانی باشد. مشکل در نداشتن مشاورينی چون مشاورين ارشد ا‌ردوی انتخاباتی اوباما در سال ۲۰۰۸ بود. چيزی که کمپين موسوی سخت بدان محتاج بود."

"ايران ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، جايی که ميليون‌ ها ايرانی در نظم و صلح و شادی و آرامش و هيجان پای صندوق‌ های رای رفتند. رای دهندگان ايرانی به محض آنکه ديدند رأيشان دزديده شده به خيابان‌ ها ريختند، درست همان کاری که آمريکايی ها می بايست در سال ۲۰۰۰ می کردند و نکردند."

"اين (جنبش) انتفاضهء ايران است؛ انتفاضهء ايران را بايد از شعار «ايران شده فلسطين، مردم چرا نشستين؟» در خيابان‌ های تهران شناخت."

"برادران و خواهران ِ ايرانيان در سراسر جهان اسلام و جهان عرب.../ جوانان مسلمان و عرب درسشان را از برادران و خواهران ايرانی خود..."

" فرق ميان شاه و رهبر چيست؟ هيچ!"

+
دباشی، کدیور و فاطمه حقیقتجو در دانشگاه کلمبیا (در ٧ بخش)