Wednesday, June 10, 2009

jebhemelli-jebhe melli-جبهه ملی-ashkan razavi

"...شخص دکتر مصدق دلیرانه رویاروی رضاخان ایستاد و با مجلس موسسان و تحریف قانون اساسی مشروطه مخالف ورزید، اما این باعث نشد، که در دوره های ششم، چهاردهم و شانزدهم خود را نامزد نمایندگی مجلس ننماید و به خاطر آن که انتخابات شرایط دموکراتیک و مردسالارانه (!!) ندارد، از شرکت در آن اجتناب نورزید... در سال ١٣٣٩ [نيز]، انتخابات دوره ی بیستم مجلس شورای ملی، در شرایطی برگزار می گردید ،که حاکمیت استبدادی سلطنتی به پشتوانه ی خارجی، ٧ سال پس از کودتای ٢٨ امرداد ماه ٣٢ که به طریق غیر قانونی و غیر دموکراتیک / مردسالارانه (!!) به قدرت رسیده بود، در شرایطی خاص می خواست تا کمی فضای انتخابات را گشوده نشان دهد. همین امر، یاران صدیق مصدق را بر آن داشت، تا به تکاپو برای شرکت در انتخابات بیفتند و اللهیار صالح از کاشان خود را نامزد انتخابات ساخت...

...(و اما) در شرایط فعلی به نظر میرسد برای جلوگیری از پسرفت، شرکت در انتخابات اجتناب ناپذیر است. باید کاندیدائی را برگزید که گفتمان او به پاسداری از منافع ملی، حقوق شهروندی و حقوق بشر نزدیکتر است..."

مهندس اشکان رضوی
دکتر علی حاج قاسمعلی
مهندس آرش رحمانی
دکتر حسین مجتهدی
مهندس حمیدرضا خادم

Friday, March 13, 2009

ashkan razavi-jebhe melli-Ali Mirfetros-Hassan Etemadi

"این در حسرتان تاج و تخت دیروز در سودای فردای چاکر منشی و خاک پای فدوی، حتا پا را فراتر نهاده و با به میدان فرستادن ملکه اعتضادی دوران (پری صفاری) فحاش معروفه از قدرت بی پرده درشت گویی و دریده گفتن او بهره گرفتند تا که شاید روح ملکه اعتضادی از وجود چنین جانشین خلفی آرام گیرد."

--- "عمله جات استبداد"؛ اشكان رضوی (جبههء استيت دپارتمنت/سكولاريست نو)

مِستِر رضوی همچنين ضمن اعتراف به "علمی" نبودن ترهاتی كه دو هفته پيش در تارنمای "جبهه ملی" ارائه داده بودند، نبود كوچترين نشانی در آن مقاله از آنچه كه بتوان "تجزيه و تحليل" ناميد را اينگونه توجيه ميكنند: "آخر هر نوشته ای که ت تاریخ را با خودش یدک بکشد که نمی تواند پژوهش تاریخی قلمداد شده و سزوار پاسخ علمی باشد"!! (البته پس از دقايقی مرور خواننده در می يابد كه مقاله ی تازه نيز، كه در پاسخ به واكنش چند ايرانی بيدار و زنده نوشته شده، بر اساس همان اصل جمله بندی شده است.) و برای اثبات نه تنها اين امر كه شعور خود اضافه ميكنند: "این سخن مانند آن است که کسی بخواهد محاسبات قرار دادی ریاضی را زیر سئوال برده و بخواهد فرمول جدید و غیرعلمی ارائه دهد و در برابر منتقدان نیز بگوید شما بیایید تحلیل عملی در رد فرضیه نادرست من ارائه دهید!" اين مهملات درست پس از اعتراف به اينكه در "غير علمی" نشان دادن پژوهشهای آن نويسنده تلاشی نكرده، چون، به گفتهء خودش، "سزوار" غير علمی نشان دادن نبوده!! (فقط "سزوار" غير علمی جلوه دادن بوده!)

در پاسخ به لفاظی ايشان كه "چه می خواهید از جان نیروهای ملی؟" هم (هه! هه! هه!) فقط می توانم بگويم كه به راستی شايد اينان، به گفتهء يكی از دوستان، به دلیل حماقت ذاتی است كه همه را مانند خود احمق می‌پندارند!

+
در بارهء "آسیب رسانی به حافظهء تاریخی"! (سخنی در اخلاق نقد نویسی)
حسن اعتمادی
بخش يك - بخش دوم - ...

Tuesday, February 24, 2009

ashkan razavi-jebhe melli-Ali Mirfetros

اگر لفاظی ها، شعارهای كيلويی، صفت های پايان ناپذير، تهمت های بيپايه، و همهء فرضیات و خيال بافی های اين نوچهء عبدالله شهبازی را از آنچه كه در "سایت خبری جبهه ملی ایران، پرببنده ترین سایت نیروهای ملی" منتشر شده برداريم، فقط همان "اشكان رضوی" ميماند و لينكش به "استاد ارجمند"!

ولی بخشی كه توجه من را جلب كرد، آنجاست كه اين روان پريش، كه يك لِنگ در "جبهه ملی" دارد و لِنگی هم در مستراح "سكولاريسم نو"، می نويسد:

"و اما آنچه که مایه بسی تاسف و شگفتی است گرفتار آمدن عده ای جوان در چنبره اندیشه های ارتجاع مغلوب است که به نام پژوهش و واکاوی تاریخ حاضرند چشمان خود را بر روی واقعیتهای موجود تاریخی بسته و دچار شیفتگی چهره بزک کرده مستبدان پیشین شوند و گویی آزادی مورد نیاز این قشر نیز همانا دایر بودن کاباره ها و دیسکوها و می بارگی و برهنگی در رژیم پیشین بوده..."

+
دو پاسخ به یک ملّی‌نمای پریشان‌گو

ادبیّات بسیجی